محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
247
خلد برين ( فارسى )
قابليت اين شاهزادهء بلند اقبال راست آمده بود در آغاز اهتزاز ازاهير بستانسراى جوانى و اول نشو و نماى نهال خوشدلى و كامرانى ، انوار شهريارى و سرورى و آثار مملكتدارى و رعيتپرورى از جبين مبينش چون بوارق نور از جبههء خورشيد نورانى لامع و ساطع بود و از اين رهگذر در ديدهء حقيقت بين پدر عالى گهر پيوسته منظور نظر تربيت و عنايت بر مدارج اعتلا عروج مىفرمود تا در اين اوقات با بركات كه شمهاى از اختلال احوال مردم خراسان به مسامع جلال رسيد به تجديد ، آن گوهر درج سلطنت و اقبال را منظور نظر تربيت و احسان فرموده سلطنت ملك فسيح الفضاى خراسان را از سرحد سمنان تا كنار آب آمويه به آن حضرت كرامت فرمود و به تهيهء اسباب سلطنت و شهريارى آن زيبندهء اورنگ سرورى فرمان داده رايت اقتدارش را به چرخ برين افراخت . و چون شاهزادهء جوانبخت جهاندار بر سرير سلطنت پايدار متمكن گرديد بارقهاى از بوارق عواطف بىكران بر ساحت حال امير خان تركمان كه از جملهء امراى عالى شان بود پرتو افكن گرديده خدمتش را به منصب والاى للگى آن حضرت سرافراز گردانيد . و چون كاركنان دولت و الا به تهيهء اسباب سلطنت و تدارك لوازم سفر شاهزادهء بلند اختر پرداختند آن سرور به طالع سعد و ساعت مسعود در سنهء احدى و عشرين و تسع مائه رايت عزيمت به صوب صواب خراسان افراخت و در مفتتح سنهء اثنى و عشرين و تسع مائه ماهچهء علم ظفر پرچم شاهزادهء انجم حشم بر ساحت آن ولايت پرتو وصول افكنده تشنه لبان بوادى نامرادى را به زلال عدل و احسان سيراب ساخت . و چون خبر قرب ورود موكب مسعود شاهزادهء جوانبخت به دار - السلطنهء هرات رسيد زينل خان متوجه درگاه خلايق پناه گرديده خود را به عز بساط بوس رسانيد و اشراف و اعيان هرات به ورود شاهزادهء ستوده صفات دست به بستن آذين و نمودن اعجوبههاى غرابت آئين گشوده به تهيهء مراسم استقبال و تدارك لوازم نثار و پاى انداز